تبليغاتX
سمن بویان
مجیدم من. خلف آخر محمدرضا (ولد ارشد محمد علی (نمی دانم ناخلف چندم دهباشی محمد ) از زن اولش ) . منم مجید از تبار عشق و از دیار جبل که از تبعات کوهپایه ای است که خود از تبایع اصفهان . زاد روزم مهر بوده که برای به مکتب گذاردنم سجلم را شهریور گرفته اند . لیک خود از تبار عشقم و اندیشه ام جنون . روزهایم فریاد بی اعتباری سر میدهد و توان رویارویی با او را ندارم . کسی که فقط برای دیدن او به دنیا آ مده ام . کسی که برای دیدن من زاده شده . اما تنها برای دیدن .

        شوریده سریم خانه ی دوست کجاست؟

                                                                   آتش به سریم خانه ی دوست کجاست؟

او از تبار درد است . " ز " نامیده اندش . از دیار "س" است و تبعه ی "ش" .لیک خود از تبار درد است. زیرابروهاش هنوز کال بود که برش داشت . زاده ی ماهی است که خود ندانم کدامین فصل در مولدش دخیل بوده . لیک تنها برای دیدن من زاده شده . من = مجید خلف آخر محمد رضا ولد ارشد محمد علی (نمی دانم ناخلف چندم دهباشی محمد) از زن اولش .

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/02/25ساعت 11:5 AM توسط مجید حسینی امنیه |

چشم های مادر بزرگها همیشه برای دیدن نوادگانشان به در است . اگر نواده ی خوبی نیستی مادر بزرگ خوبی باش .

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/02/10ساعت 3:11 PM توسط مجید حسینی امنیه |